علامت مهربانی خدا

مهربانی خدا یا عذاب قبر


آیة الله سید حسن ابطحی دام ظله


سه تعهد برای پیشرفت


یک نکته مهم برای نجات از نارضایتی ها

بسمه تعالی
کلید خوشبختی 45

یک نکته مهم که واقعا کلید است برای نجات از نارضایتی ها توقع نداشتن از دیگران است ، این که خیلی

 ها از برادر و خواهر و دوست و آشنا ابراز نارضایتی می کنند اگر یک کار انجام دهند دیگر هیچ نارضایتی

باقی نمی ماندو آن این است که به هیچ عنوان از کسی توقع نداشته باشد . معنی رضا همین است

یعنی از خدا راضی بودن ، یعنی به آنچه خدا داده راضی بودن ، یعنی به آنچه خدا داده قانع بودن و هیچ

توقع زیاد نداشتن ، البته این با دعا و درخواست منافات ندارد ، اما در مجموع به انچه خدا می خواهد و

میدهد راضی بودن مهم است ، پس تمام نارضایتی ها از مردم و یا حتی خدا ، به توقع زیاد بر می گردد ،

 توقع نداشته باشید ، در نماز می گوئیم " ایاک نعبد و ایاک نستعین " خدایا من از تو کمک می خواهم ،

یعنی از هیچ کسی توقعی ندارم ، حضرت می فرماید :" اقطع رجایی عن سواک" خدایا امید مر از غیر

خودت قطع کن ، یعنی من از کسی توقع نداشته باشم . ان شاء الله قلب و جان ما بویی از رضای حضرت

 علی بن موسی الرضا علیه السلام به خود گیرد و ما راضی به آن معنا شویم .

ازفرمایشات ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله

صلی الله علیک یا مولای یا بقیه الله

برای سلامتی آقا امام زمان علیه السلام صلوات

چه می شد

بسمه تعالی...............

 

چه می شد که ما انسانها صفات شیطانی را دور می ریختیم وپاک

 

 و سالم مي بوديم...

 

چه می شد که همه با هم تعاون میداشتیم و به کمک یکدیگر

 

 میشتافتیم...

 

چه می شد شرارت نمی کردی و یا لااقل شرمان به کسی

 

 نمی رسید ...

 

 چه مي شد که دنیامان پر از عدل و داد می بود و هیچ کس به هیچ

 

کس ظلم نمی کرد...

 

چه می شد که هوای سالم و غذای سالم و زندگی سالم و بی درد

 

 سر می داشتیم وشئونات هرکسی در جای خود محفوظ بود و

 

 هرکسی در جای می نشست و کسی را اذیت نمیکرد و به کسی

 

 تهمت نمی زد و غیبت نمیکرد و همه از آزارهم محفوظ می بودند...

 

انشاالله بزودی این چنین خواهد شد <<<انهم یرونه بعیدا

 

 و نراه قریبا>>>

 

برگرفته شده از  سخن روز حضرت آیت الله سید حسن ابطحی

۱۸ذیقعده۱۴۲۵

۱۱/۱۰/۱۳۸۳

۳۱/۱۲/۲۰۰۴

 

بی تفاوتی

 بسمه تعالی..............چرا ما در مقابل آینده مان بی تفاوتیم؟.....چرا ما نمیخواهیم

بدانیم که تا کی هستیم وبعد از مرگ چه بر سرمان خواهد آمد...چرا نمی خواهیم

بدانیم که خدایتعالی با آن قدرتی که دارد و بر ما احاطه کامل دارد از ما چه می

خواهد و با ما چه خواهد کرد؟بیائیم فکری برای اینها بکنیم. یعنی در باره اینها بحث

کنیم.تامل بیشتری بکنیم.تحقیق زیادتری بکنیم.در باره اینها جدی تر باشیم. بالاخره

 یک روز با همه اینها سر و کار داریم.باید در آن واقع شویم. یعنی بالاخره قیامتی در

پیش داریم.بهشت و جهنمی در پیش داریم.با خدایتعالی ملاقات داریم.جدی باشیم.

 باز هم جدی تر باشیم.آنچنانکه آینده خودرا مثل حال در مقابل چشم خود به بینیم.

سخن روز حضرت آیت الله سید حسن ابطحی

۲۸ذیقعده۱۴۲۵

۲۱/۱۰/۱۳۸۳

۱۰/۱/۲۰۰۵

اي كاش مي شد

بسمه تعالي...............اي كاش مي شد مردم همه با

 هم وحدت مي داشتند...اي كاش مي شد مردم به هم

 مهربان بودند...اي كاش مي شد همه خوي انساني

مي داشتند...اي كاش مي شد مردم با يكديگر ايثار

گربودند...اي كاش مي شد همه خود را اعضاي يك وجود

مي دانستند...اي كاش مي شد وقتي كسي درد و

 رنجي مي داشت همه متاثر مي بودندو به فكر علاج او

بر مي خواستند...اي كاش مي شد همه دانشمند مي

بودند و همه به دانشمندان واهل تقوي علاقه مند مي

بودند...آيا روزي مي شود كه اين آرزوها سر انجام گيرد

 وهمه به اين خوبي ها برسند ...اگر به اسلام عمل مي

 كرديم....اگر به قرآن معتقد بوديم...اگر سفارشات رسول

 اكرم صلي الله عليه وآله را گوش مي كرديم...همه به

 اين آرزو ها كه آرزوي همه است مي رسيديم ودنيا را

مدينه فاضله مي نموديم...انشاالله با حركت پرفيض قيام

امام عصر روحي فداه به همه اين آرزوها خواهيم رسيد

(انهم يرونه بعيدا ونراه قريبا)

از سخنان پرفيض حضرت آيه الله سيد حسن ابطحي

درتاريخ 17 ذيقعده 1425

10/10/1383

30/12/2004

شادی

 

بسمه تعالی

ماه های عزاداری خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام ( محرم و صفر ) گذشت و

ربیع المولود ماه میلاد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و امام صادق

علیه السلام رسید.

امید است در این ماه غذای روح با نشاطی نصیبمان گردد و مورد لطف و عنایات

خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام قرار بگیریم .

نکته ای که برای روح غذائیت خوبی دارد اینست که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم

 السلام فرموده اند عادل ترین مردم کسی است که هرچه برای خود می خواهد برای

دیگران هم بخواهد و ظلم نکند و برای عرض و آبروی مردم احترام قائل باشد .

برگرفته شده از وبلاگ غذای روح

دعا

بسمه تعالی

از همه دوستان عزیزم می خواهم که برای رفع کسالت استاد عزیزم دعا کنند

 

خودسازی

بسمه تعالی

حضرت آیه الله سید حسن ابطحی در پاسخ به این سوال که چگونه توجّه به ظهور حضرت ولى‏عصر

ارواحنافداه در اين زمان مى‏تواند سبب خودسازى و تزكيه‏ ى نفس شود؟ در کتاب انوار صاحب الزمان روحی

فداه سوال صد و بیستم چنین بیان داشتند :

     پاسخ ما:

    دو چيز يقينى و يك چيز احتمالى سبب مى‏شود كه ما خودمان را بسازيم و تزكيه‏ ى نفس كنيم.

آن دو چيز يقينى يكى اين است كه حتما امام عصر روحى‏ فداه هست كه ما يقين داريم هست. (يك نفر

سنّى مى‏گفت: «من انكر المهدى فهو كافر» كسى كه منكر حضرت مهدى  عليه‏ السلام باشد كافر

است)  دوّم حتما خواهد آمد. روايت دارد اگر از عمر دنيا يك روز باقى مانده باشد خدا آن روز را آن قدر

طولانى مى‏كند تا امام زمان  عليه‏ السلام بيايد و دنيا را پر از عدل و داد كند.

    يكى از علماء به من مى‏ گفت: شايد تمام دوران بعد از ظهور همان يك روز باشد، گفتم: نه، اين طور

است كه انسان به بچّه‏ اش مى‏ گويد: اگر توى سوراخ موش هم بروى تو را بيرون مى‏ آورم و كتك مى‏زنم.

بچّه هيچ وقت درون سوراخ موش نمى‏ رود. فقط اين كلام حتمى بودن موضوع را ثابت مى‏ كند والاّ بيشتر

عمر اين نسل از بشر، آن طرف ظهور است و اينها مقدّمه است. اين از نظر حتمى بودنش است كه روايت

دارد بيان مى‏كند و امام  عليه‏ السلام توضيح مى‏ دهد والاّ اين قدر حتمى است كه اگر روز آخر دنيا شد آيا

خدا رها مى‏ كند؟ نه، آن قدر طولانى‏ اش مى‏ كند كه امام زمان  عليه‏ السلام ظاهر شود. اين دو چيز

قطعى و حتمى است.

     يك چيز احتمالى هم هست و آن اينكه احتمال دارد حضرت حجّة بن الحسن ارواحناالفداء در زمان ما

ظهور كند.  پس دو چيز يقينى و يك چيز احتمالى است.   

لازمه‏ اش چيست؟ اينكه ما خودمان را بسازيم هر چه زودتر، بهتر مثل احتمال مردن.     پس زودتر خودمان را

 بسازيم و تزكيه‏ ى نفس كنيم و پاك باشيم. كوشش كنيم حتى يك صفت رذيله نداشته باشيم. خودمان را

آنچنان بسازيم كه وقتى آقا امام زمان روحى‏ فداه تشريف آورد، در ضمن سربازانى كه انتخاب مى‏ كند ما را

هم انتخاب كند. لذا آنچه كه بر پيامبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله از تمام حقايق عالم هستى نازل شده

ايشان به على بن ابيطالب  عليه‏ السلام منتقل فرموده، ايشان هم به امام حسن عليه‏ السلام، همين طور

از يك امام به امام ديگر داده شده است. البتّه نه به اين معنا كه تا زمانى كه على  عليه‏ السلام بود قلب

مقدّس امام حسن داراى حقايق و معارف نبود، خير، در همان اوّل خلقت اين شمعها را از هم روشن كردند

  «خلقكم اللّه انوارا فجعلكم بعرشه محدقين حتّى منّ علينا بكم»،  و امروز تنها چراغى كه معرّف خدا

است و همه‏ ى معارف و حقايق بايد از او به طرف قلوب اهل معنا سرازير شود وجود مقدّس امام زمان  عليه‏

 السلام است.

خلقت روح

بسمه تعالی

از احادیث و روایات استفاده می شود که خدای تعالی دو هزار سال قبل از بدنهائی که در « عالم

 ذر » برای بشر خلق فرموده روح را ایجاد کرده بود . در این مدت آنها تحت تعالیم چهارده

 معصوم علیهم السلام  قرارشان داد و فطرت انسان را در آنها تثبیت کرد که طبعا مانند کلاسهای

 مدرسه ها آنها تعالیمی را از ارواح خاندان عصمت علیهم السلام فرا گرفتند و لذا در کلمات

پیشوایان دین مقدس اسلام مکرر به این جمله برخورد می کنیم که « بنا عبد الله و بنا عرف الله و

 لولانا ما عبد الله و ما عرف الله » خاندان عصمت علیهم السلام مربی ملائکه و انسان و اجنه

اند و همه علوم و معارف حقیقی را با تعلیماتشان در فطرت بشر ثبت نموده اند و سپس روح بشر

 را در بدنهائی که به کوچکی ذره ای است خدای تعالی قرار داده است و از این جهت است که

وقتی در « عالم ذر » خدای تعالی خطاب به ذریه ی حضرت آدم فرمود که « الست بربکم »

یعنی آیا من مربی شما نیستم ؟ آنها چون درسها را خوانده بودند و مربی را می شناختند همه با هم

 گفتند « بلی » مانند معلمی که به شاگردانش بگوید آیا من شما را تربیت نکرده ام و معلم شما

نیستم که اگر برای دانش آموزان ناشناس باشد. نمی گویند « بلی » ولی اگر واقعا معلم آنها باشد

همه می گویند « بلی »  پس ارواح در بدایت عالم ذر که گفتند « بلی » خدا را بوسیله خاندان

عصمت علیهم السلام مربی و معلم خود می شناختند. لذا خدای تعالی می فرماید : « و اذ اخذ

ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان

تقولوا یوم القیامه انا کنا عن هذا غافلین » ( سوره اعراف آیه ۱۷۲ ) یعنی : و زمانی که

پروردگارت از صلب و پشت فرزندان آدم ذریه ی آنها را گرفت و آنها را گواه بر وجود

خودشان قرار داد ( و فرمود ) آیا من پروردگار شما نیستم گفتند : چرا شهادت می دهیم مبادا

روز قیامت بگوئید ما از این میثاق غافل بودیمبنابراین روح بشر را وقتی خدای تعالی شاهد بر

 تعالیمی که از خاندان عصمت علیهم السلام در عالم ارواح گرفته قرار داد و همه ی علوم و

معارف حقیقی را به او یاد داد و در « عالم ذر » آنها میثاق بستند تا خدا شناس باشندروح با این

 علوم آنقدر عظمت پیدا کرده که خدای تعالی آن را به خود نسبت می دهد و می فرماید : « فاذا

سویته و نفخت فیه من روحی » ( سوره ص آیه ۷۲ )  خدای تعالی روح بشر را از همه ی

 موجوداتی که خلق کرده بود پر ارزش تر و گرامی تر قرار داد و در عرش در مدتی که تحت

تعلیمات خاندان عصمت علیهم السلام بودند زندگی می کردند چون خاندان عصمت علیهم السلام

محل زندگیشان در عرش بود که در « زیارت جامعه » می فرماید : « خلقکم الله انوارا فجعلکم

 بعرشه محدقین » ( استفاده از سخنان استاد معظم سید حسن ابطحی )  برکرفته شده ازوبلاک غذای روح

حضرت آیه الله سید حسن ابطحی در خصوص معنای صلوات در کتاب انوار زهرا نوشته اند :

از احاديث و روايات استفاده مى‏شود كه خداى تعالى به دليل صلواتها و درخواستهاى مردم مسلمان و

لطف الهى و صلوات پروردگار و ملائكه كه بر آنها نازل مى‏شود در روز محشر صورت سادات و فرزندان

حضرت فاطمه عليهاالسلام  را به قدرى منوّر مى‏سازد كه مانند خورشيد مى‏درخشد.

     در كتاب «امالى» شيخ صدوق و در كتاب «حديقة الناظر و نزهة الخاطر» از ابى‏بصير نقل مى‏كنند كه

گفت: امام صادق  عليه‏السلام  فرموده:

     روز قيامت كه شود، خداى تعالى مردم را در زمين واحدى جمع مى‏كند. در اين وقت ظلمت شديدى

 همه جا را فرا مى‏گيرد و مردم ضجّه و ناله زده و مى‏گويند: خدايا، اين عذاب و ظلمت را از ما بردار.

     ناگهان مى‏بينند جمعى گوشه‏ى محشر پيدا شدند كه نور، پيشاپيش آنها در حركت است و تمام

محشر را منوّر كرده‏اند. مردم مى‏گويند كه: اينها انبياء خدا هستند.

     ندا از جانب خدا به آنها مى‏رسد كه: نه، اينها انبياء نيستند.

     مردم مى‏گويند: اينها ملائكه‏اند.

     از جانب خدا ندا مى‏رسد كه: نه، اينها ملائكه نيستند.

     مردم مى‏گويند: پس اينها لابد شهداء هستند.

     ندا مى‏رسد كه: نه، اينها شهداء هم نيستند.

     مردم مى‏گويند: خدايا، پس اينها كيستند؟!

     جواب از طرف پروردگار به آنها مى‏رسد كه: اى اهل محشر! از خود آنها سؤال كنيد كه: شما كيستيد؟

     اهل محشر از آنها سؤال مى‏كنند: شما كى هستيد؟

     آنها در جواب مى‏گويند: «نحن العلويّون نحن ذريّة محمّد  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله» يعنى: ما علويّين

هستيم، ما ذريّه‏ى حضرت محمّد  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هستيم. «نحن من اولاد على ولىّ اللّه» ما از اولاد

على ولىّ خدا هستيم، ما به كرامت و لطف خدا اختصاص يافته‏ايم. ما به امان و لطف الهى اطمينان داريم.

     در اين وقت از طرف پروردگار متعال ندا مى‏رسد كه: اى سادات! شفاعت كنيد دوستانتان را و آنهائى

 كه به شما اظهار محبّت و مودّت كرده‏اند و آنهائى كه از شما در كارهاى خوبتان پيروى نموده‏اند.

     آنها هم شروع به شفاعت مى‏كنند و شفاعت آنها قبول مى‏شود.[1]

 

مهربانی خدا

 

بسمه تعالي

 خداي تعالي بي نهايت مهربان است كه حتي دشمنانش را روزي ميدهد وسائل راحتيشان رافراهم

ميكند وبه خاطررسول اكرم صلي الله عليه واله كفارومنكرينش رادردنيا عذاب نمي كند كه فرموده«ماكان

 الله ليعذبهم وانت فيهم» وفرموده «ياعبادي الذين اصرفواعلي انفسهم لاتقنطوامن رحمة الله ان الله

يغفرالذبوب جميعا»  

بر گرفته شده از وبلاگ غذای روح

موسیقی

با عرض تبریک به مناسبت ماه ربیع الاول

بسمه تعالي

بعضي گمان كرده اند كه موسيقي غذاي روح است شايد بعضي از صداها كه الهام بخش است و براي

روح ضررافراطي ندارد و انسان را بشهوت و انحراف نمي كشاند و به اصطلاح محققين مطرب نيست

درست باشد اما از نظر اسلام هر صدائيكه انسان را به طرب مي اندازد و او را از ياد خداي تعالي غافل

 مي كند و به شهوت دعوت مينمايد نه انكه غذاي روح نيست بلكه انسان را مسموم هم ميكند.

بطوركلي حالات روح در انقلاب است و بهمين جهت نام روح را قلب گفته اند و بخصوص قلوبي كه تهذيب

نشده با اندك صدائي زير و رو مي شوند لذا هر موسيقي نميتواند براي روح غذائيت داشته باشد بعلاوه

موسيقي ساخته موسيقي دانان مختلف با عقائد مختلف است و اكثر انها به فكرغذاي روح بشر و اينكه

انسان چه مي خواهد بشود وچه غذائي را و يا چه دوائي را مي تواند استفاده كند تا روحش سالم شود نيستند.

و اكثرا موسقيهاي مطرب بخصوص براي افرادي كه ضعيف اند « غفلت » كه بد ترين امراض روحي است مي آورد .

لذا گوش دادن به موسيقي از نظر اكثر مراجع مطلقا حرام است وغذاي روح محسوب نميشود .

 ولي اسلام صداهاي طبيعي كه انسان را بيدار ميكند و بياد خلقت ظريف خداي تعالي مي اندازد مانند

صداي بلبل و باران و دريا و جنگل بسيارمفيد و خوب دانسته و آنها را نشانه هاي لطف و رحمت پروردگار و

 آيات الهي مي داند ولي موسيقي همانطوري كه در بالا گفتيم نشانه هنر يك مخلوق است كه انسان را

 به ياد خدا نمي اندازد و براي روح تكاملي نمي آورد و غذائيت ندارد .

( از سخنان استاد سید حسن ابطحی )بر گرفته شده از وبلاگ غذای روح

 

 

 

 

اولیاء الله

 

بسمه تعالي

انسان وقتي از مادر متولد ميشود تمام انچه را كه در عالم « ارواح » ياد گرفته فراموش ميكند اگرچه

 ميتواند فورا انها را بياد بياورد ولي بخاطر مهلتي كه خدايتعالي به او تا سن بلوغ داده و او با حواس پنج

 گانه متوجه عالم ملك و ذخائر دنيا است طبعا رذائلي در او بوجود ميايد مثلا چون اعتقاداتش را فراموش

 كرده و از طريق حواس پنج گانه محبت مظاهر دنيا جلب توجه اش را نموده و صفات رذيله مثل حب دنيا

در روحش بوجود آمده بايد اول بلوغ به تزكيه نفس به پردازد و با تذكرات قرآن كريم و انبياء عظام عليهم

السلام فراموش شده هايش را بياد بياورد و اعتقاداتش را تصحيح كند و صفات رذيله را از خود دور كند تا از اولياء خدا شود .

حالا چه كنيم كه از اولياء خدا شويم

كارش اگرچه آسان است ولي چون نفس اماره بالسوء و شيطان در اينجا فعالند و شيطان قسم ياد كرده

كه همه را اغوا كند يعني از جاده مستقيم و وصول بحق همه را منحرف نمايد كار مشكل ميشود .

ولي اگرطبق برنامه صحيح اسلامي به پيش برويم اين هم آسان ميگردد و نسخه اش اين است

اول بايد يك كارشناس و استاد خوبي انتخاب كند.

دوم بايد حالت يقظه و بيداري كاملي در خود ايجاد كند.

سوم از گذشته ها و معاصي توبه نمايد البته توبه اش بايد توبه نصوح باشد.

چهارم بايد داراي استقامت كامل باشد وهيچ بادي او را نلغزاند.

پنجم درصراط مستقيم دين حركت كند وازهر گونه افراط و تفريط درهر كاري دوري نمايد.

ششم داراي محبت حقيقي باشد و معلوم است كه محبت به غير خدا محبت مجازي است.

هفتم با نفسش جهاد كند و در تمام كارها جز رضايت خدا را منظور نكند.

هشتم بنده واقعي خدا باشد و مالكيتي براي خود در مقابل پروردگار قائل نباشد.

حال اگراين هشت مورد را توانست دور از چشم شيطان صد در صد در خود ايجاد كند او از اولياء خدا است

كه«لاخوف عليهم ولاهم يحزنون»

«ازسخنان استاد سيد حسن ابطحي»

برگرفته شده از وبلاگ غذای روح

اربعین سید الشهداء علیه السلام

هفتم صفر ولادت باسعادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام

از سخنان حضرت آیت الله سید حسن ابطحی

خدا را جدی بگیرد.

امام زمانتان را جدی بگیرید.

دینتان را جدی بگیرید.

در امورتان جدی باشید.

 

«قضيه‏ى نصب خلافت و غدير خم»

   

«پيغمبر اكرم» صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اعمال حجّش را كه تمام كرد و قصد رفتن به مدينه را فرمود حضرت

«اميرالمؤمنين»  عليه‏السلام  و سائر مسلمانان در خدمتش بودند. وقتى به «غدير خم» رسيدند «رسول

 اكرم» صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در آنجا به امر پروردگار متوقّف شدند مسلمانان نيز به تبعيّت از آن حضرت در آنجا

 ماندند. و علّت توقّفشان اين بود كه خداى تعالى به «پيغمبر اكرم» صلى‏الله‏عليه‏و‏آله امر كرده بود كه

«على بن ابيطالب»  عليه‏السلام  به عنوان جانشين خود براى مردم معرّفى كند.

   و با اين كلام پروردگار متعال جدّى بودن اين پيام را تأكيد كرد كه: «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ

 رَبِّكَ وَاِنْ لَمْ‏تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللّهَ لايَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ»[1] يعنى اگر

 اين كار را نكنى رسالتى را كه از جانب خدا داشته‏اى ابلاغ نكرده‏اى و خدا تو را از شرّ مردم نگه مى‏دارد


[1]      ــ سوره‏ى مائده آيه‏ى 67.

ادامه نوشته

«محبّت رسول اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  به على   عليه‏السلام »

 

     حضرت رسول اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  آن قدر على بن ابيطالب   عليه‏السلام  را دوست مى‏داشت كه

 او را به عنوان جان خود معرّفى مى‏كرد و خداى تعالى هم با كلمه‏ى {«و انفسنا»} در آيه‏ى مباهله آن را

 تأييد مى‏فرمود.

     گاهى مى‏گفت: على جان من است. و گاهى مى‏فرمود: على روح من است. و گاهى على

   عليه‏السلام  را با خود از يك شجره معرّفى مى‏كرد. و گاهى مى‏فرمود: هر كه مرا دوست دارد بايد على

 را هم دوست داشته باشد. و هر كه من امير و فرمانده اويم على هم امير و فرمانده او است. و هر كه مرا

 مولاى خود مى‏داند بايد على را هم مولاى خود بداند.

     رسول اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله  به همه‏ى امّتش فرمود: من و على دو پدر شمائيم و اگر كسى هر يك

از ما را برنجاند عاق والدين است. گاهى روى مباركش را به على بن ابيطالب  عليه‏السلام مى‏فرمود و با

 يك دنيا محبّت و عشق به او مى‏گفت:

     على جان، تو برادر منى،

     على جان، تو وصىّ منى،

     على جان، تو وارث منى،

     على جان، گوشت تو گوشت من است و خون تو خون من است،

     على جان، هر كس با تو در صلح و صفا باشد با من در صلح و صفا است و هر كس با تو بجنگد با من

 جنگيده است.

     على جان، تو ظرف علم و حكمت منى،

     على جان، تو باب شهر علم منى،

     على جان، تو روز قيامت در كنار حوض كوثر جاى من مى‏نشينى و دوستانت را از آب كوثر سيراب مى‏كنى،

     على جان، تو ديون مرا مى‏دهى و به وعده‏هائى كه من به مردم داده‏ام وفا مى‏كنى.

     على جان، شيعيان تو در بهشت بربلنديهائى از نور در اطراف و در كنار من هستند و آنها را من به

خاطر تو دوست مى‏دارم.

     على جان، اگر تو نبودى مؤمنين واقعى بعد از من شناخته نمى‏شدند و مسلمانها امتحان نمى‏گرديدند،

     اى مردم على من، هادى گمراهان است، نورى براى كوردلان است.

     على عزيز من ريسمان محكم خدا است.

     على جانم راه راست به سوى خدا است.

     على از همه به من نزديك‏تر است، از همه زودتر به من گرويده و از همه بيشتر به من ايمان دارد، هيچ

 كس منقبت و فضيلتى مانند على ندارد.

     سپس با شعف و نشاطى و خشوع غير قابل وصفى دست به دعا بر مى‏داشت و عرض مى‏كرد:

 خدايا دوست بدار هر كه على مرا دوست مى‏دارد و دشمن بدار هر كه على

را دشمن مى‏دارد.

     خدايا يارى كن هر كه على مرا يارى مى‏كند و پستش كن هر كه على را پست مى‏كند.

برگرفته شده از کتاب امیرالمومنین(ع) نوشته حضرت ایت الله سید حسن ابطحی

اعیاد شعبانیه مبارک

حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام):

تحقیقا امر غیبت آزمایشی است از جانب خدای عزوجل که خلقش را به سیله ی آن بیازماید.

روزگار رهایی ص 133

اعیاد شعبانیه مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

در این وبلاگ انشاالله تصمیم دارم تا آخر ماه شعبان هر روز اگر خدا بخواهد هر مطلبی در باره این ایام از کلام خاندان عصمت وطهارت (ع) بیاورم

خدا یا:از اعماق دل از تو می خواهم که ما را در دولت کریمه امام زمان علیه السلام قرار دهی که در آن اسلام و اهل اسلام را

عزت بخشیده باشی. و نفاق واهل نفاق را در ذلت قرار داده باشی.

دعای افتتاح مفاتیح الجنان

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)را تبریک عرض می کنم

داشتن میزان واقعی

نقل از کتاب عوامل پیشرفت استاد سید حسن ابطحی صفحه 

 ۷۰ :

 داشتن ميزان واقعى

     يكى از عوامل مسلّم پيشرفت هر قوم و جمعيّتى داشتن قانون صحيح و ميزان واقعى است. اگر ما

مسلمانان به همان جمله‏اى كه هر روز لااقل ده مرتبه در نمازهاى واجبمان تكرار مى‏كنيم و مى‏گوئيم:

خدايا ما را به راه راست وادار كن «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» توجّه مى‏داشتيم، تمام كارهايمان ميزان

مى‏شد و طبعا در راه صحيحى قرار مى‏گرفتيم و كوچك‏ترين اختلافى بين مسلمانان به وجود نمى‏آمد.

همه در يك راه، يك رسومات، يك عقيده، يك فرهنگ، يك برنامه، يك قانون، يك حكومت، يك رهبر و حتّى

يك زبان و يك مملكت و بالاخره در يك مسير قرار مى‏گرفتيم و هيچ گونه اختلافى در عقيده و افكار و اعمال

با يكديگر نمى‏داشتيم و به همه‏ى خوبيها موفّق مى‏شديم و از هر گونه افراط و تفريط دور بوديم.

 

ادامه نوشته